جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش
چه گویم ؟ چه می توانم گفت مگر ؟ غمی است بر دل چون کوهی که بر پشت کاهی .
هر چند این زخم کهن تر از این حرف هاست . و این غم دیری است با ما آشناست .
ولی خبر بی رحمی و قصابی با هم میهنان و دوستان ،عنان از کف درمی رباید . چون نیک نظر می کنم قصه ی همیشه ی تاریخ است .
تا کی در دیار ما هم این سان نامردمی ها و تفرعن ها پایان یابد .
به روان درگذشتگان درود می فرستم و بر همگان حسن عاقبت آرزومندم .
ما را حال و حوصله ی زیاده گویی نیست . فقط خواستم نظر شخصی خودم را درباره ی انتخابات واگفته باشم .
بسط نمی دهم نوشته ام را . مختصر می کنم به این که رای ندادن را خالی کردن میدان برای مخالفان می دانم بی هیچ حاصلی . پس باید انتخاب کرد و در این میانه آنکه خواستار اصلاح است و کم و بیش مایه ای و توانی برای رویارویی با انحصار طلبان دارد . در دید من کسی جز مهدی کروبی نیست .
